فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
505
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
سن اگزاوير بود بر صفهء دكل بزرگ نهاد و شگفتا كه اتفاقى معجزهآسا رخ داد زيرا در همان ساعت پنج بعد از ظهر بادى چنان شديد و خنك از جنوبشرقى وزيدن گرفت كه كشتى را بسوى مغرب كه مسير ما بود كشانيد . اين باد در سراسر شب ادامه يافت چنان كه سپيدهدمان بيش از مسافتى كه عقب رفته بوديم راه پيموديم . در اين موقع از فاصلهاى كمتر از چهار فرسنگ ، خشكى را بروشنى مشاهده كرديم و حدس زديم كه كابوفالزو « 375 » باشد زيرا كوههاى بسيار بلند آن بسوى مغرب كشيده شده بود . دو ساعت بعد از ظهر ، ناحيهاى بسيار مرتفع به نظر رسيد بدون آنكه بتوانيم تشخيص دهيم كه دماغهء اميد نيك است يا نه اگرچه ، دو ساعت بعد از آن با در نظر گرفتن علائمى كه براى همهء جهانيان شناخته است متوجه شديم كه آنچه مىبينيم خود دماغه است . از قلهء اين دماغهء بلند و سنگى تلى بزرگ بيرون زده است كه در دريا پيش مىآيد بدون آنكه با بقاياى خشكى دماغه مشابهتى داشته باشد . بالاى اين تل ، همچون ميزى صاف و هموار است كه به روايت نخستين كسانى از پرتغاليها و انگليسها يا هلنديها كه سالها پيش بر آن صعود كردهاند دشتى بسيار بزرگ و زيبا و پوشيده از شاه اسپرم و آويشن است بىآنكه درختى يا درختچهاى در آن وجود داشته باشد . هرچه بيشتر كشتى به دماغه نزديك مىشد بهتر شكل آن را تميز مىداديم تا آنكه هنگام غروب آفتاب ، در حالى كه با بادى بسيار مساعد حركت مىكرديم به به چهار پنج فرسنگى آن رسيديم . با اينحال بسبب شكل دماغه كه شبيه به پستان زنان است و به جاى آنكه نوك آن بسوى دريا پيش آمده باشد بسوى مشرق كشيده شده است ، ملاحان جرأت اظهار نظر قطعى دربارهء آن نداشتند . گذشته از آن ، فاصلهء ما با دماغه هنوز چهار فرسنگ بود . در اين روز آفتاب 35 درجه و پنجاه دقيقه بود . روز بيست و ششم ، بعد از آنكه سراسر شب گذشته را با بادى قوى و مساعد بسوى مغرب رانده بوديم در آغاز صبح متوجه شديم كه دماغه را دور زدهايم اگرچه ، بسبب وجود مه هيچگونه نشانهاى از
--> ( 375 ) Cabo Falso